مير تقي الدين كاشاني

101

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

على الجمله چون برخى از روزگار از پرتو حمايت آن زبدهء اخيار بر كافّهء صغار و كبار به نيكوترين وجهى گذشت ناگاه در شهور سنهء 970 مرضى مهلك بر آن ذات شريف استيلا يافت ، و هرچند در معالجه و تداوى ، سعى و اجتهاد « 1 » فرمود ، صورت صحّت روى ننمود ، بلكه روزبه‌روز و ساعت به ساعت صعوبت و شدّت آن مرض در ازدياد بود . شعر درين دقيقه بماندند جملهء حكما * كه آدمى چه كند با قضاى كن فيكون فروغ نبض چو شد منحرف ز جنبش اصل * به لاى عجز فرورفت پاى افلاطون صلاح طبع چو سوى فساد روى نمود * بماند بيهده در دست بو على قانون گويند خاقان سكندرمنش در ايّام بيمارى از غايت محبّتى كه به آن جناب داشتند روزى دو سه نوبت كس فرستاده مراسم عيادت « 2 » و پرسش به تقديم رسانيده و از غايت حزن لحظه‌اى در ديوان عدل و ايوان فرح نمىآراميد تا آنكه در شب نهم بيمارى ، آن حضرت داعى حق را لبّيك گفته روح شريفش نزيل فردوس برين گشت . شعر بر آستان فنا دل منه كه جاى دگر * براى عشرت تو بركشيده‌اند قصور بكوش تا به سلامت به مأمنى برسى * كه راه ، سخت مخوفست و منزلت بس دور القصّه ، بعد از آن مصيبت و مراسم تعزيت ، به امر خاقان جم فرمان ، نعش شريف آن بزرگوار را به مشهد مقدّس رضويه - على ساكنها سلام - نقل نمودند و در آن مكان جنّت‌نشان مدفون ساختند و حسّان العجم مولانا محتشم در بيان تاريخ اين واقعهء عظمى اين قطعه را در سلك نظم كشيده . شعر دلا بنگر اين بىمحابا فلك را * كه شد تا چه غايت به بيداد مايل ز روى زمين گردى انگيخت آسان * كه كار زمين و زمان ساخت مشكل چه‌سان دستِ آن سنگدل داشت يارا * كه خورشيد را رو بيندايد از گِل

--> ( 1 ) . اصل : اجتها . ( 2 ) . اصل : عبارت .